آقاجون واسه چی سیگار میکشی؟ سیگار کدوم گوشه از مشکلات زندگیتو حل میکنه؟ مگه پول، علف خرسه که دود میکنی میدی هوا؟ آخه چیزی که نصف آدمای این کشور رو اسیر خودش کرده میتونه خاص باشه؟ میتونه کلاس داشته باشه؟ بابا اون معتاد بنگیِ آفتابه دزدم سیگار زیر لبشه! حالا تو هی بگو کلاس داره، هی بگو بزرگ شدم، هی بگو بیا داداش بیا یه نخ دود کن .
بابا آقای مهندس از تو دیگه انتظار نداشتم تو که تحصیل کرده ای، تو که خودت از
یه خانواده درست حسابی شدی این (!) از تو بعیده
اِ اِ اِ دکــــــتــــــــر تو هم؟ از تو دیگه انتظار نداشتم ، تو که ادعاته
دیگرانو درمان میکنی، تو که از من بهتر این لعنتی رو میشناسی واسه چی تو؟
در مورد جماعت دانشجو که دیگه صحبتشم نکن. (لامروت چیزیم نمیشه بهشون گفت! بگی بالا
چشت ابروئه تا فیها خالدونتو میشورن)
آخه جوجه ماشینی، تو که هنوز بالا لبت سبز نشده، هنو دهنت بوی شیر میده، نمیتونی
درست بگی سیبزمینی سیگار واسه چی؟ جان با من بودی؟ خفه شم؟
این چند وقته خیلی سرم شلوغ شده ، اصلا سوژه ای پیدا نمیشه که منو به نوشتن ترغیب کنه! با همین اوضاع و احوال داغون اما سعی کردم حداقل ماهی یه پست داشته باشم (دلم نمیاد یکی از ماه های آرشیو وبلاگ خالی بمونه!). قرار بود این وبلاگ بصورت گروهی (دو نفره) اداره بشه ، که گویا در حال حاضر کسی توش مطلبی پست نمیکنه!

بهر حال میخواستم ازتون دعوت کنم اگه فکر میکنید ، میتونید بنوسید (قلم خوبی دارید) با من تماس بگیرید که یه یوزر به اسم خودتون ایجاد کنم.
شرایط و امکانات :
- سیستم مدیریتی وبلاگ Movabletype 4 هست. (اگه از قبل
باهاش آشنا هستید که هیچ اما اگه آشنایی ندارید من کمکتون میکنم تا همه چیزای مورد
نیاز رو در موردش یاد بگیرید هر چند که خیلی ساده هستش)
- موضوعاتی که میتونید در موردش بنویسید ، همینها هستند که سمت راست وبلاگ مشاهده
میکنید (اما اگه نیاز به موضوع جدیدی بود میتونیم در موردش تصمیم بگیریم)
- در هر صورت سیاست (موضوع داغ این روزهای ایران) جایی در این وبلاگ نخواهد داشت.
- مطالب به اسم خودتون پست خواهد شد (در صورت تقاضا ، آرشیو مخصوص خودتان هم ساخته
خواهد شد)
- سن و سال ، جنسیت ، نژاد و... مهم نیست ، قلم شیرینتون همه رو جذب خواهد کرد
- همونطور که مشاهده میکنید این وبلاگ با هدف گسترش محتوای ارزشمند فارسی ایجاد شده
و اهداف اقتصادی نداشته بنابراین نویسنده (نویسندگان) میهمان نه وجهی دریافت و نه
پرداخت خواهند کرد
- گفتن نداره اما به هر حال "امکان آپلود عکس و در صورت نیاز فایلهای پیوست هم در
اختیار شما قرار خواهد گرفت"
اگه با شرایط بالا مشکلی ندارید و براتون جالبه که مطالب مفیدتون رو در وب منتشر
کنید با ایمیل من تماس بگیرید(برای ارسال ایمیل بجای [at]
از @ و بجای [dot] از نقطه استفاده کنید) :
sarmad.ms2[at]gmail[dot]com
ویا در بخش نظرات مطرح کنید (البته میل بزنید بهتره)
ممنون
در این بین عکسای خــاص ، هــنــری و شکار لحظه ها (که البته این آخری با دوربینهای آماتور خیلی چنگی به دل نمیزنه) بیشتر از هر موضوع دیگه ای برای من جذابیت داره. هفت تصویر خاص و تا حدودی سرگیجه آور(!) تقدیم به همه ی شما...

پلیس ایتالیا که در سال 2004 در یک حرکت نمادین اتومبیل گرانقیمت لامبورگینی
گالاردو رو وارد ناوگان خودش کرده بود شب گذشته طی یک حادثه 245000 دلار ضرر کرد!
از قرار معلوم در سال 2004 لامبورگینی 2 دستگاه از سوپر ماشینهای جدید خودش رو (در
همون زمان جدید بوده البته) به پلیس ایتالیا اهدا میکنه! خودروساز ایتالیایی این
اتومبیل ویژه رو به رنگ آبی روشن و سفید نقاشی کرده بود ، همچنین به لحاظ فنی هم
گالاردو پلیس کمی نسبت به همنوعان خودش قدرتمندتر جلوه میکرد.

در این سانحه ، راننده و سرنشین گالاردو کمی مصدوم شدند (البته مصدومیتشون جدی نیست و
احتمالا خودشونو زدن به موش مردگی) و جلویبندی ماشین هم به کل نابود شد.
این اتومبیل لوکس 6 دنده ، 500 اسب بخار نیرو تولید میکنه و در کمتر از 4 ثانیه از
حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت میرسه.
این ویدئوی کوتاه (در حد دو دقیقه) داستان 11 سال زندگی گوگل رو نقل میکنه! حرکت
استراتژیک گوگل (بزرگترین شرکت دنیای مجازی) از روز اول تا امروز که با یک صفحه
ساده شروع شد و حالا پس از 11 سال همه لحظه شماری میکنیم تا سیستم عامل کروم
جدیدترین محصول شرکت گوگل رو هم ببینیم.
این ویدئو بهمون نشون میده که گوگل در هر سال از فعالیت خودش چه سرویسهایی رو راه
اندازی کرد و این در قالب یک انیمیشن بیش از هر چیزی گیرا و جذاب به نظر میرسه!

راستی حالا که Youtube واسه ما ایرونیا فیلتر هست بهتون پیشنهاد میکنم از پرتالهای : Myvideo و Vimeo برای به اشتراک گذاشتن ویدئوهاتون استفاده کنید.
قبلا میثم اشاره کرده بود که هنر به هفت دسته کلی تقسیم میشه اما شاید بشه هر کدوم از این شاخه ها رو به دو دسته کلی سنتی (کلاسیک) و مدرن تقسیم بندی کرد! این امر در موسیقی ، سینما ، ادبیات و... کاملا مشهود هست مثلا تفاوت یه موسیقی کلاسیک با موسیقی های دهه اخیر برای هر شخصی روشن هست یا مثلا در مورد ادبیات میتونیم (مثلا در فرهنگ خودمون) به شعر نیمایی یا همون شعرنو اشاره کنیم (البته من هیچ علاقه و اطلاعاتی در مورد ادبیات ندارم اگه اشتباه گفتم تصحیح بفرمائید).

اما این پست در واقع یه فتوپست (!) هست که به هنر سوم یعنی نقاشی اختصاص پیدا
کرده. نقاشیهای خیابانی!
حتما در وبگردیهای روزانه در سایتهای مختلف نقاشیهای سه
بعدی کف خیابونها رو دیدید این نقاشیها رو هم میتونیم تو همون مضمون ارزیابی کنیم
اما کمی خلاقانه تر!
من هم با شما هم عقیده ام که Airload یه گوشی زیبا با
امکانات فوق العاده نیست! اما چیزی رو در وجود خودش داره که وجه تمایز بزرگی رو بین
سایر گوشیها و Airload ایجاد کرده. اساساٌ گوشیهای
موبایل به دلیل گستردگی استفاده و حجم امکانات ، همواره جزو ابزار محبوب و جدائی
ناپذیر بشر بوده و در این میان شرکتهای تولید کننده گوشی هم این فرصت رو غنیمت
شمرده و با اضافه کردن امکانات گوناگون ، از بازی و نرم افزار گرفته تا دوربین و
چراغ قوه سعی در افزایش جذابیت و فروش گوشیهای خودشون داشتن! اما عملا مدتی هست که
دست بشر از این چنین ایده هایی خالی شده و فقط شاهد آپگرید ویژگیهای قدیمی گوشیها
هستیم (نظیر بروزرسانی سیستم عامل و افزایش میدان دید دوربین گوشی ها یا همون
مگاپیکسل).
چندی پیش سامسونگ گوشی جدید خودش رو معرفی کرد که فاقد باتری های متداول
بود و نیروی خودش رو از نور تامین میکرد و عنوان اولین گوشی بشردوست رو با خودش یدک
میکشید!

Airload اما خیلی بیشتر ممکنه به داد آدما برسه ، این گوشی میتونه هوا رو تصویه کنه ، هم به لحاظ آلودگی و هم از بین بردن ویروسها و باکتری ها! همچنین در کنارش رایحه آرامبخشی رو هم در محیط اطراف خودش ساطع میکنه که برای کاربر آرامش روحی و روانی رو به ارمغان میاره.
ال حاجی دیوف رو یادتونه؟ اگه اشتباه نکنم در جام جهانی 2002 همراه تیم ملی سنگال (که در اون سال پدیده رقابتها بود) بسیار خوش درخشید! جام جهانی 2002 برای بسیاری از بازیکنان سنگال سکوی پرتاب بزرگی بود تا یک شبه ره صد ساله رو طی کرده باشن و در این بین ال حاجی دیوف به تیم لیورپول انگلیس پیوست. هرچند که نتونست در این تیم درخششی داشته باشه اما باز هم از دید سایر تیمهای جزیره قابل چشم پوشی نبود بطوری که بعد از لیورپول راهی باشگاه بولتون و بعدش هم ساندرلند شد و حالا دیوف در تیم بلکبرن بازی میکنه (این تیم که اسمش رو از روی شهر بزرگی به همین اسم انتخاب کرده تنها 34 کیلومتر با شهر منچستر فاصله داره) و دیوف ترجیح میده در منچستر زندگی کنه و هر روز این مسیر رو تا زمین تمرین و کمپ باشگاه بره و برگرده! میپرسید چرا؟ جواب سوالتون خیلی ساده هست!
حاجی دیوف هر روز با کادیلاک خودش این مسیر رو طی میکنه اتومبیلی با
ارزش 54 هزار دلار! البته کادیلاک دیوف خیلی بیشتر از اینها ارزش داره چرا که تمام
بدنه این اتومبیل از پوشش طلا ساخته شده ، حالا دیوف با اتومبیل خودش از کنار
ستارگان تیم منچستریونایتد عبور میکنه و در حالی اونها از شدت تعجب (شایدم حسادت)
فکشون به زمین چسبیده ، ال حاجی دیوف با نیشخندی که به لب داره براشون چراغ میزنه !
این کادیلاک 8 سیلندر داره و 6.2 لیتر حجم سیلندرش هست که توسط یک گیرباکس 6 دنده
این نیرو به چرخها منتقل میشه.






